معنی آموزش :

مجبورم یه خاطره تعریف کنم؛ سی، چهل سال پیش تو باشگاه های رزمی مد شده بود که هر کی روز اول می اومد تو باشگاه میریختن سرش اونقدر میزدنش تا صدای هاپو بده!
خب اگه خودتون تا این لحظه نتونستین نتیجه اخلاقی داستان بالا رو دربیارین بذارین توضیح بدم:
آموزش یعنی دستم بگرفت و پا به پا برد؛ یعنی محبت؛ یعنی آرزوی چیز یاد دادن ولی سنجش یعنی اینکه ببینیم که آیا یاد گرفتی یا نه؟! یعنی کتک! یعنی تو نمیفهمی من میفهمم! یعنی من توی کلاس می ایستم ولی تو باید بشینی!
خب فیلم دیدن با زیرنویس توی ایران یعنی آموزش ولی تلویزیون تماشا کردن توی آمریکا و یا صحبت کردن با آمریکاییها یعنی سنجش!
ده واحد آموزش «دستم بگرفت و پا به پا برد»گونه، حدوداً فرض بگیرین معنی چهار واحد موفقیت در سنجش داشته باشه. حالا اگه من بخوام چهار به هشت تبدیل بشه باید دوباره امتحان بدم یا اینکه ده واحد آموزش به آموزشم اضافه کنم؟
اگه صد تا فیلم با زیرنویس باعث بشه که من پنجاه درصد یه فیلمِ بی زیرنویس رو بفهمم (بدون چرخ کمکی) آیا نباید صد تا فیلم دیگه هم با زیرنویس ببینم؟!

دیدگاهتان را بنویسید

WhatsApp Call